امروز : سه شنبه 29 آبان ماه 1397
ساعت:
پایگاه آموزشی مقابله با مصدومیت - تروما

سازگاری با آسيب نخاعي

سازگاری با آسيب نخاعي

Related image

مسائل روحی و روانی

سازگاری با آسيب های جسمی ، حاصل از حوادث زندگی نظير ضايعه نخاعی يک تجربه منحصر به فرد محسوب می شود. همگی ما دارای زمينه های درونی مختلفی هستيم و پيشينه شخصی و تجربيات زندگی متفاوتی داريم. شيوه های سازگاری ما نیز متفاوت است و در موقعيتهای مختلف به روشهای بسيار گوناگونی رفتار می نمائيم.

ضايعه نخاعی توانائيهای هر فردی را به چالش می کشاند و اغلب او را وادار می کند تا روشهای جديدی رانه تنها از نظر جسمی بلکه از جنبه روحی برای زندگی خود پيدا نمايد. درست به همان شکل که هيچ روش معینی برای مقابله با غم و اندوه وجود ندارد ،هيچ روش خاصی ( درست يا غلط ) نیزبرای ایجادسازگاری وجود ندارد. در هر حال گاهی اوقات مشاوره با متخصصان امردر رابطه با این موضوع مي تواند مفيد باشد.

شناخت آنچه که برای شما اتفاق افتاده است، اولين قدم روياروئی شمابا وضعيت تان و کنترل کامل آن در آينده محسوب می شود. آسيب نخاعی می تواند بدترين چيزی باشد که برای شما اتفاق می افتد. شما نمی توانيد آنچه که اتفاق افتاده تغيير دهيد، يعنی دقيقا" مانند گذشته شويد و يا آنرا ناديده بگيريد. تنها راهی که داريد اين است که مجبوريد به وضعتان رسيدگی کنيد ودراین رابطه هر کاری که می توانيد انجام دهيد.

پس ازبروز ضايعه

اندکی پس ازبروزضایعه یعنی در روزهای اول بستری در بيمارستان، شما و بستگانتان ترس ، وحشت و فشار بيش از حدی را تجربه خواهيد کرد و هيجانات روحی منفی بسيار زيادی خواهيد داشت. افرادمختلف بلافاصله بعد از آسيب خود تجربيات بسيار متفاوتی را توصيف می کنند. چنانچه شما در اثر تصادف يا يک حادثه ضايعه ديده باشيد، ممکن است علائم خاصی را تجربه نمائيد. مثلا"ممکن است بعد از حادثه ،احساس گيجی يا جداشدن از جامعه داشته باشيد و يا ممکن است احساس کنيد که در معرض حوادث ديگری قرار داريد و احساس پريشانی و اندوه نمائيد. اين احساسات و ساير علائمی ازاین قبیل طبیعی هستند. صحبت با کارشناسان در مورد اين مسائل اهمیت بسيار زیادی دارد.شما می توانید در خصوص موضوعات ذکر شده با مددکاران اجتماعی گفتگو نمايند.

فرآيند سازگاری

هنگامی که شرايط بحرانی برایتان رخ می دهد، بدن شما سعی می کند با روال جاری انس بگیرد . درچنین شرایطی شما باید در مورد برنامه های توانبخشی خودتان اطلاعات بيشتر ی داشته باشید. اماحتی وقتی برنامه های توانبخشی شما به پايان می رسد نیز،فرایند سازگاری متوقف نمی شود. بلکه سازگاری فرآيندی است که درهرلحظه شروع می شود و گاهی اوقات در تمامی زمانها نیز ادامه پيدا می کند.

تعريفی برای سازگاری وجود دارد که آن رابه اين صورت توصيف کرده اند: " سازگاری مرحله ای اززندگی است که در آن ناتوانی ديگر نقش خیلی مهمی ندارد. "

سازگاری عبارتست از ايجاد شرايطی که طی آن تغييراتی به وجود می آید که باعث بهبودی و تعادل بسياری از سطوح زندگی از جمله وضعیت جسمی و کار اندامها ی مختلف (مثل مثانه، روده و پوست،وغیره) ، شرايط محيطی (که فرددر آن زندگی می کند) ، مقوله های مربوط به نحوه حرکت و دسترسی ها و تجهيزات ، همچنین شرايط روحی - روانی و احساسات فرد، روابط با سايرين ، مسائل مالی، نقش و اهداف زندگی وغیره می گردد

افراد مختلف، احساسات بسيار متفاوتی را تجربه می کنند. امکان دارد که شما احساس نااميدی ، خشم، ترس، درماندگی، غم، از دست دادن کنترل، اضطراب در مورد آينده خود داشته باشيد. همچنين ازسوی دیگرممکن است احساسات مثبتی داشته باشيد و قادر باشيدکه آن احساسات را با خانواده خود سهيم شويد. امکان دارد که شما در زمانهای مختلف احساسات متفاوتی داشته باشيد.اما بدانیدکه اين مسئله طبيعی است، ولی آنچه بیشتراهميت دارد اين است که اين احساسات را حتی اگر رنج آور هم باشند، بايد پذيرفت. شما نمی توانيد مشکلی را حل کنيد ،مگر اينکه دروهله اول، وجود آنرا بپذيريد.

اگر متوجه می شويد که ازچيزهاي مختلفی تحت تاثير قرار می گيريد. نبايستی خيلی تعجب کنيد. اين مرحله، يک مرحله بحرانی است، ولی هنگامی که شما مجددا" کنترل خود را در تمامی جوانب زندگی بدست می آوريد ،مجددا" احساس خوبی در شما بوجود می آيد.بطوری که احساس رضايت، غرور، پيشرفت و اميد به آينده درشما زنده خواهد شد.

گاهی اوقات شخص در يک احساس غم و نااميدی که ممکن است منجر به يک افسردگی گردد، گرفتار می شود. در صورت وقوع چنين حالتی مهم است که با شخص ديگری در مورد احساسات خود صحبت نمائید.

در هر صورت، طبيعی است که باداشتن یک ضایعه ،احساسات بسيار متفاوتی را تجربه نمائيد.اما چنانچه ما ياد بگيريم که در مورد نگرانی هايمان صحبت کنيم و راه حلهای آنها را جستجو نمائيم ،بسياری از ابهامات برای مارفع خواهد شد. گروه درمانی شما، مددکاران اجتماعی و يا يک روانشناس نیزمی تواند به شما کمک کند تا به مقوله های مذکور بپردازيد.

مطالعات انجام شده نشان می دهند، افراد نخاعی که بیشترمراقب سلامتی و بهداشت خودشان هستند و درمقابل آينده و تندرستی خود احساس مسئولیت می کنند، کمتر دچار افسردگی می شوند.دراین راستا يکی از اولين اقدامات اين است که در مورد آسيب نخاعی خودتان آموزش ببينيد و اينکار را مي توانيد از طريق پرسيدن سئوالات، خواندن اطلاعات، شرکت در جلسات آموزشی برگزار شده و صحبت با ساير افرادی که قبل از شما ضايعه ديده اند ،انجام دهيد.

ناتوانیهای حاصله، سئوالات بسیارزیادی را در ذهن بيمار ايجاد می کند .از جمله اینکه: آيا من همان شخص هستم؟ چرا اين اتفاق برای من اتفاق افتاد؟ واکنش ديگران نسبت به من چگونه است؟ آيا هنوز هم مفيد هستم؟ آيا هنوز هم می توانم کار کنم؟ آيا من هنوز هم می توانم ارتباط برقرار کنم؟ در مورد احساساتم چگونه رفتار کنم؟هنگامی که کسی در شرايط معلوليت قرار می گيرد ،به مرورزمان تدريجا" پاسخ اين سئوالات را پيدا خواهد کرد و کم کم يک زندگی معنی دار پيدا کرده واحساس رضایت خواهدکرد.

معمولا" گفته می شود که يکی از سخت ترين مراحل رويا رويی با معلوليتهای به وجودآمده اين است که بطور خيلی ناگهانی، تمامی توانايی بدنی، فکری و يا رفتاری شما تحت الشعاع قرار می گيرد.

آيا شما تاکنون شخص معلولی را ديده ايد؟ معمولا" اولين احساس يا برخوردهای اوليه صحيح ومنطقی نيستند ،ولی می توانند به مرور زمان تغيير يابند. اغلب تصورات غلط ما ، ترسها و طرز فکر ما را شکل می دهد. بنابراین بهتر است که نحوه برخوردمان را بسنجيم و در مورد آنها با افرادی که در نزديکی ما قرار دارند، صحبت کنيم. ممکن است تعجب کنيد، ولی با داشتن اطلاعات و فهم آنها می توانيد نحوه برخوردهایتان را به مرور زمان تغيير دهيد. شما با داشتن ضايعه بازهم می توانيد در کنار افرادی که آنان رامی شناسيد قراربگیرید. همچنين ممکن است شما متوجه شوید که می توانيد يک تاثير شديدی برروی عقايد ديگران در مورد ناتوانی بگذاريد.

فرآيند سازگاری شما عمدتا" تحت تاثير رفتارهای موجود در زندگی اطرافتان قرار دارد. بعضی ها رفتاری بسيار قابل تغيير دارند و در يک روز و در يک زمان آنرا تغيير می دهند. ولی عده ای نیزترجيح می دهند که برای فردا ها برنامه ريزی کنند. هر کدام که شيوه شما باشد،ودر هر زمان و مکانی که بتوانيد، نه تنها از نظر مسئوليتی که دارید، بلکه از جنبه توقعات منطقی شما و مدنظرقراردادن فرآيندی که برای شما در شرايط سخت ايجاد شده ، حائز اهميت هستند. بخاطر داشته باشيد که هيچکس ضايعه نخاعی را انتخاب نمی کند. ولی افرادی که سالهای متمادی مبتلا به آسيب های نخاعی بوده اند می گويند که به مرور زمان جنبه های مثبتي نيز در زندگي آنان به وجود مي آيد .

بالاخره سازگاری ايجاد می شود و شما خواهیدتوانست مجددا" به زندگی فعالانه خود و ارتباطات و تمامی آنچه که برای شما مهم است ،بپردازيد.

برقراری روابط

موقعی که آسيب نخاعی ايجاد می شود ، افرادی که به شما نزديک هستند ، نيز تا اندازه ای از نظر روحی تحت تاثير ضايعه فرد قرار مي گيرند و بسياری از احساسات مصدوم را نظير غم و غصه ، درماندگی و ترس را احساس می کنند.

همانطور که نزدیکانتان در مسير فرآيند سازگاری و توانبخشی شما پيش می روند،آنان نیز تاحد زیادی تحت تاثیر قرار می گيرند. اما عکس العمل های آنان نسبت به شما ممکن است خيلی مختلف باشد. واحتمالا" زمانهايی وجود دارد که امکان دارد شما عکس العملهای آنان را درک نکنيد. در اين مواقع بهتر است که ارتباط خودتان را متوقف کرده و در مورد آن و در مورد نحوه برخورد آنها و چگونگی ارتباط خود با سایرین فکر کنيد.همچنین در باره دوره های استرس زا ئی که در زندگی تان بروزپیدا می کند و نحوه تاثيری که روی روابط شما می گذارندنیز، تفکر نمائيد. اين مسئله باعث می شود که وضعيت فعلی خودتان را به خوبی درک کنيد . بدین ترتیب این شناخت وضعیت از رویاروئی شما با بسیاری از چالشها جلوگيری می شود.

در اين مواقع ، ارتباط موثر مهمترين مهارت در برقراری روابط شما محسوب می شود. چنانچه مواردی قبل از آسيب تان باعث استرس شما بودند، بعد از آسیب نیز هيچ فرقی نخواهند کرد.درنتیجه اين شرايط باز هم بايستی مورد توجه و رسيدگی قرار گيرد. بطورکلی استرس می تواند حتی بر روی بهترين روابط نيز تاثيرگذار باشد.

شناسائی روش صحبت با سایرافراد در باره احساسات خود و گوش دادن به اشخاص ديگر می تواند به تقويت روابط شما کمک نمايد. اما با داشتن ضایعه سئوالات زيادی برای شما مطرح خواهد شد و از اينکه نيازمند صحبت کردن با ديگران، مخصوصا" همسر خودتان هستيد ابتدا دچار ترس می شويد.

مددکاران اجتماعی در طول مدت بستری شدن بیمار در بيمارستان ازجمله کسانی هستند که می توانندبه فرد مصدوم و يا زوجین وافرادخانواده بیمار مشاوره ارائه نمايند.

در اينجا بعضی ازنکاتی راکه می توانند به شما کمک کنند، ذکرشده است:

· ياد بگيريد که در مورد احساسات خودصحبت نمائيد: اگر مردم بخواهند فکرشمارابخوانند ، معمولا" دچار اشتباه می شوند. مردم نمی دانند که شما به چه چیزی می انديشيد و چه احساسی داريد مگر اينکه شما به آنها بگوئيد. در مورد ترس ها و اميدهايتان صحبت کنيد .زيرا مردم می توانند در آنها با شما سهيم شوند.

· نيازهايتان را بیان کنيد: البته نه بصورت تقاضاهای مصرانه و يا به شکل پرخاشگرانه . فکر کنيد دوست داريد که به چه نحوی و یابا چه چيزهائی به شما کمک شود. اگر دوستان و خانواده شما بيش از حد کمک می کنند، در اين مورد با آنان صحبت کنيد. به آنان اجازه دهيد که احساس شما را بشناسند و بفهمند که چرا شما ترجيح می دهيد که آنان بيش از حد به شما کمک نکنند.

· از افراد مورد علاقه تان قدردانی نمائيد: به آنان بگوئيد که آنها را دوست داريد تا نقطه خوبی برای شروع ارتباط شما با آنها آغاز شود.

· بخاطر داشته باشيد که شما نبايد احساسات خودتان را پنهان کنيد . سعی کنید نزد دوستان و خانواده خودتان قوی باشيد.درغیر اينصورت این موضوع فقط باعث می شود که در مورد چيزهايی که برايتان واقعا" مهم هستند به سختی بتوانیدصحبت نمائيد.

· اگر مشکلی وجود دارد که شما نمی توانيد آنرا به تنهايی برطرف نمائيد، از کمک خواستن نترسيد.

روابط در زندگی هر شخصی دچار تغيير می شود ، خواه فرد، معلول باشد يا نباشد. بعنوان يک شخص مبتلا به ضايعه نخاعی، روابط شما با چالش هايی همراه خواهد بود که البته این چالشها می توانند باعث رشد و پيشرفت فرد گردند.

والدین نخاعی

مطالبی درمورد والدين نخاعی:

ضايعه نخاعی يکسری تغييرات را در زندگی خانوادگی و محيط منزل فرد مجروح ايجاد می کند. همانطور که شما برنامه ريزی می کنيد ،تا تغييرات مورد نياز در زندگيتان با نيازهای شما مطابقت نمايد بخاطر داشته باشيد که فرزند شما نيز مشمول اين فرآيند است.

اگر شما در بيمارستان بستری هستيد، آنچه که اهمیت دارد این است که فرزند تان بایدعلت دور بودن شما از منزل را بداند و بايستی بتواند شما را بطور مرتب ملاقات نمايد . امااگر فرزندان شما به عللی از جمله بعد مسافت قادرنباشند همیشه و بديدار تان بیایند، می توانند بوسيله تلفن با شما صحبت کنند. در هر صورت برقراربودن اين ارتباط خيلی مهم است.

بچه ها در سنين مختلف مسائل را در سطوح متفاوت درک می کنند. شما بايد تاثير ضايعه نخاعی را تا اندازه ای که آنها می فهمند برایشان توضيح دهيد. اگر شما در خصوص نحوه صحبت با فرزندانتان نياز به مشاوره داريد، مددکاران اجتماعی می تواننددراین زمینه به شما کمک کنند.

والدينی که به تازگی دچار ضايعه شده اند ،گاهی اوقات در مورد توانايی خود به ادامه سرپرستی فرزندانشان اظهار نگرانی می کنند.

شما که حالابعدازضایعه نخاعی بر روی ويلچر قرار داريد، ممکن است در خصوص نحوه واکنش فرزندانتان تعجب کنيد.

چنانچه شما طی فرآيند سازگاری خود با ضايعه تان، احساس افسردگی و دلسردی نمائيد، ممکن است در مورد توانائی خود در ادامه مراقبت از فرزندانتان دچار ابهاماتی گرديد. اما بدانیدکه بيشتر بچه ها، انطباق پذير بوده و قدرت سازش زيادی دارند. ولی آنها برای واکنش دادن به آنچه که در اطرافشان می گذرد نياز به راهنمايی دارند. اين مسئله از اين جهت برای شما حائز اهميت است که بایدبا فرزندانتان خيلی باز و بی پرده صحبت کنيد.

عيادت فرزندانتان، زمانی که بستری هستید کمک می کند تا ارتباط بین شما حفظ شود. شما و فرزندانتان برای تطبيق با تغييرات ایجادشده نياز به زمان داريد و متوجه مي شويد که عوارض جسمی نمی توانند ارتباط بین شما و فرزندانتان را تغيير دهند.

تحقيقات نشان می دهند، فرزندانی که پدر یامادر آنها مبتلا به آسيب نخاعی هستند، در برقراری روابط اجتماعی و احساسی آنان هيچ فرقی با فرزندان دارای والدين سالم ندارند.

چند پيشنهاد مفيد

· فرزند خودتان را درجریان برنامه توانبخشی خود قرار دهيد و اينکار را مي توانيد از طريق ملاقاتهای بيمارستانی و سپری کردن آخر هفته با آنان انجام دهيد.

· به فرزندان خود کمک کنيد تا در يک شرايط مناسب همراه با ساير اهل خانواده ملاقات کنند. وقتی را برای صحبت فرزندانتان با ساير بچه ها و بازی با آنها در نظر بگيريد.

· اگر سن بچه های شما به اندازه کافی است، به آنها اجازه دهيد که در گفتگوهای خانوادگی و جلسات آموزشی شرکت نمايند.

· در مورد وضعيت خودتان با فرزندانتان صحبت کنيد و حتی بعد از برگشت به منزل نیز صحبت کردن را ادامه دهيد.

· توجه داشته باشيد که سازگاری فرزندان شما وقت خيلی زيادی رانیازدارد.

· هر چه ميزان سازگاری شما با ضايعه تان بيشتر شود، در واقع سازگاری فرزندان شما نيز با وضعیت به وجودآمده بيشتر خواهد شد. بچه هاسعی می کنند والدين خودشان را بعنوان الگو مورد استفاده قرار دهند.ولی يک روش مفيد هميشه نیازبه زمان بیشتری دارد.

تصميم به بچه دار شدن

بطور کلی توانايی زنان مبتلا به آسيب نخاعی، جهت بارداری هيچ تغييری پيدا نمی کند.

ولی در مورد مردان، عملکردهای جنسی پيچيده تر هستند. در مرحله اول، شما ممکن است تمايل داشته باشيد که از توانايی جسمی خودتان جهت فرزند داشتن آگاه شويد. برای اينکار بايستی به يک متخصص ضايعات نخاعی مراجعه کنيد. اگر شما در فکر داشتن فرزند هستيد، در صورت تمايل می توانيد با مددکار اجتماعی خودتان مشورت نمائيد.

يکسری دوره های آموزشی نيز در مورد فرزند داری وجود دارند که می توانند مورد استفاده قرار گیرند.

اگر شما متوجه شويد که قادر به بچه دارشدن نيستيد، می توانيد از روشهای مختلف باروری و یاگزينه های فرزند خواندگی استفاده کنيد. در برخی از زمينه ها که توانايی های جسمی و قابليت های فيزيکی برای بچه داری وجودداشته باشد، متخصصين کاردرمانی می توانند به شما کمک کنند.درهرحال ،در صورت نياز به کمک ، با مراکز ضايعات نخاعی و ساير مراکزذیربط تماس بگيريد.

کنترل استرس

همه ما در باره استرس صحبت می کنيم، اما استرس چيست؟

استرس یک نوع واکنش طبيعی و ضروری به تغييرات زندگی محسوب می شود. همه ما استرس رادر قسمتهائی از زندگيمان تجربه کرده ايم. استرس به ما کمک می کند تا مشکلاتی را که در راستای زندگيمان با آن مواجه می شويم، کنترل کنيم. استرس زمانی بعنوان يک مشکل مطرح است که باعث بروز واکنشهای جسمی، احساسی و روانی شوند بطوریکه عوارض حاصله نتوانندبراحتی رفع گردند. اين مسئله اصطلاحا" واکنش استرس " ناميده می شود.

اغلب استرس موقعی اتفاق می افتد که ما احساس خوبی از وضعيتمان نداشته باشيم. وقتی که مشکلات خيلی زيادی برای ما اتفاق می افتد و تدابير واقدامات ما برای کنترل آنها ديگر موثرواقع نشود،استرس به وجودمی آید.آنچه که اهميت دارد این است که دراین مواقع ما باید بايک متخصص ،در مورد کنترل استرس خود مشورت کنیم. صحبت کردن با مددکاران اجتماعی نیز درمورد مقوله ها ی استرس زامفید خواهد بود. اگر چه هيچکس نمی تواند استرس را از زندگی خود حذف کند، ولی راههايی وجود دارند که می توان با استفاده از آنها تاثيرات استرس را بر روی سلامتی کاهش داده و باعث بهبود وضع روحی شد.

افراد نخاعی با توجه به وضعیت خود،بسياری از انواع شرايط استرس زا را تجربه می کنند. ناکامیهای به وجودآمده در توانبخشی بخصوص در مراحل اوليه ،عدم توفيق در برقراری روابط با سایر افراد، وعدم سازگاری سریع با تغييرات ايجاد شده از جمله اين شرايط هستند.

در اين قسمت به بسياری از تدابیر مفيدی که به کنترل شرايط جديد زندگی تان کمک می کند، اشاره می شود.اما هیچیک ازروشهای موجود نمی توانند موثر واقع شوند، مگر اينکه شما آنها را واقعا" بکار ببنديد . ازطرف دیگر،انجام بسياری از آنها مانند هر روش ديگری نياز به تمرين دارند. همچنین چنانچه اقدامات کنترل استرس ازطریق مشورت با متخصصین وکارشناسان صورت گیرند ،بيشترين تاثير را خواهند داشت.

روش آرامش دادن به بدن

آرامش يکی از روشهای رایجی است که می تواند به کنترل استرس ما کمک خوبی کند. روش های بسيار زيادی برای ايجاد آرامش وجود دارد .و لی آنچه مهم می باشد ،اين است که ما بایداين روشها را تجربه کنيم و کارآمدترين آنها را بيابيم. گاهی اوقات مردم در موقع يادگيری فنون برقراری آرامش از پيگيری اقدامات موردنیاز خود دچارترس ونگرانی می شوند، ولی در حقيقت عليرغم همه مشکلات موجود، اجرای فنون آرامش ،واقعا" کنترل فرد را دربرابراسترس افزايش می دهد.

آرامش بدن به ما اجازه می دهد که يک وقفه زمانی در وضعيت ما ايجاد شود تا قوای جسمی، روانی و احساسی ما بازسازی شوند. اين فاصله زمانی می تواند ازطریق تماشای تلويزيون، گوش دادن به موزيک،همراهی با دوستان ، درنظرگرفتن زمانی برای استراحت ،استفاده ازروشهای مربوط به تمدداعصاب ، درنظرگیری زمانی برای آرامش وغیره بوسیله خودشخص ویابااستفاده از روشهای عملی خاص ایجاد شود.

استفاده از تصورات فکری

تصورات فکری می توانند، زمانی که ذهنتان بطور خودسرانه با افکار ديگری در تقابل باشد، برای ايجاد افکار آرامش بخش و تفکرات تسکين دهنده مورد استفاده قرار گيرند. بطورکلی تصورات و تفکرات ما می توانند بر انديشه های منفی و ناراحت کننده ما تاثير گذار باشند.

يادگيری روشهای کنترل افکارتان مستلزم آگاهی از نيازهای فکری شما و استفاده از آنها در زمان آرامش است.شماباید همه احساسات خود را بکار ببنديد: از جمله بينايی، شنوايی، چشايی، لامسه و بويايی. تصورات فکری زيادی وجود دارند که شما می توانيد از آنها استفاده کنيد ( واقعی يا فرضی ) يکی از آنهايی را که بيشتر دوست داريد، انتخاب کنيد.

مثلا": چشمانتان را ببنديد و يک نفس عميق بکشيد. نفستان را به آرامی و بطور عميق خارج کنيد. برای يک لحظه روی تنفس خودتان تمرکز کنيد و اجازه دهيد تا نفستان راحت و منظم شود. احساس کنيد که فشارهای شما با هر تنفس از بين می رود. تجسم کنيد که زير يک درخت نخل در يک جزيره دراز کشيده ايد. شما خيلی راحت و آرام هستيد. بااحساس تمام بوی دريا را حس کنيد و به صدای ملايم امواج ساحل و صدای پرندگان گوش دهيد. آسمان آبی است و توده ابرهای سفيدی را که در افق جمع شده اند را با آرامش نگاه می کنيد. شما احساس آرامش و سکوت می کنيد.تا هرزمانی که دوست داريد،می توانید در اين تصور باقی بمانيد.

شما بایدتصورات مناسب خود را پيدا نموده و آنها را تمرين نمائيد.

آرامش کامل

موقعی که شما نياز به آرامش فوری داريد ،می توانیداز روشهای مربوط به آرامش کامل استفاده کنيد.

مرحله اول- بی درنگ در مورد عضلات صورت خود فکر کنيد. آنها دوست دارند چه حسی داشته باشند؟ آیا همگی عصبی و سفت باشند؟ به آرامی تمامی عضلات صورتتان را شل کنيد و دندانهايتان راازحالت چفت بودن خارج کنید.

مرحله دوم- روی تنفس خودتان تمرکز نموده و آنرا آهسته کنيد. سپس به شکل عميق تنفس کنيد و تا 3 بشماريد و سپس طی يک بازدم عميق نفس خودتان را با 3 شماره بيرون بفرستيد. تا زمانی که تنفس شما آرام شود، اينکار را تکرار کنيد تا احساس آرامش کامل به شما دست دهد.

دورنمودن افکار از نگرانیها

قبل از اینکه شرايط پر استرس برشما حاکم شود ، توجه خودتان را از بعضی چيزهايی که می توانند باعث ايجاد نگرانی در بدنتان و افکارتان شوند، دور کنيد. چيزهايی مثل تماشای تلويزيون، صحبت باافراد ، انجام تمرينات تمدداعصاب ، کمک به اشخاص ديگر و يا تمرينات ورزشی می تواننددراین موردبه شما کمک کنند.

افکار مقابله کننده با استرس

بطورکلی افکاری که داریم، در کنترل احساسات ما و توانايی مادر رویاروئی با آنهانقش دارند. افکار منفی مي توانند باعث شوند، تا احساس خوبی نداشته باشيم. اماشناخت نحوه رويارويی با افکار منفی و تغييردادن آنها مدت زيادی طول می کشد. ازسوی دیگریک سری افکار مثبت وجوددارند که می توانندتوانايی ما را جهت کنترل شرايط بهبود بخشند.ازجمله این افکارمی توان به مواردزیراشاره نمود:

آماده سازی افکار
برای مثال ،بااستفاده از الگوهای زیرمی توان زمینه افکارمثبت رافراهم کرد:

· من قبلا"هم این افکارراداشته ام.

· ازطریق فکرکردن زمان خوبی برای ايجاد يک برنامه معين ایجادمی شود.

· با افکارخود می توانم روی آنچه که باید انجام دهم، تمرکز کنم.

· آشفتگی نمی تواند به من آسيب بزند و نمی تواند باعث اشتباه من شود. چيزهای بدتری هم اتفاق برای من می افتند و من از عهده آنها برمی آيم.

مواجه شدن با افکار
مثل مطرح کردن موارد زیر:

· هیچ افکار ترس آوری وجود ندارند.

· آنچه که ديگران فکر می کنند مهم نيست.

· من از خودم مراقبت خواهم کرد.

· من برای هر مشکلی يک راه حل دارم.

رويارويی با ترس
برای رویاروئی با ترس می توانم به مواردزیرتوجه کنم:

· بایدببینم که تا چه اندازه من احساس ترس می کنم؟ باید توجه داشته باشم که هرچقدر من آرامتر شوم می بينم که ترسم هم کمتر می شود.

· روی تنفس تان تمرکز کنيد.

· وقتی که من در اين رويارويی موفق می شوم، خیلی خوشحال خواهم شد.

با غلبه بر ترس از خودتان تشکر کنيد
چراکه با غلبه برترس :

· من می توانم به همه چيز رسيدگی کنم و اين موضوع احساس خوبی به من می دهد.

· من در اين مورد بهتر می شوم.

· من حالا می توانم واقعا" آرامش داده باشم.

· مشکلات من بيش تر از اين نمی توانند برايم تداوم داشته باشند.

· من امروز کارهايم را خيلی خوب انجام می دهم ومی توانم فردا مجددا"آنهارا ادامه دهم .

مدیریت زمان

زمان بندی برنامه های روزمره، روش مهم ديگری برای کنترل استرس است. وقتی که شما از بيمارستان ترخيص می شويد ،ديگر پرسنل بيمارستان را برای کمک به فعاليتهای زمان بندی شده تان نخواهيد داشت.بنابراین ضرورت دارد،زمان برنامه روزانه خود تان راشخصا"کنترل کنید.

قسمتهای زير از کتاب" کاهش استرس و آرامش بدن "که بوسيله ديويس مارتا (Martha Davis ) واليزابت اشل من (man Elizabeth Eshel) و متئو مک کی ( Mathew Mc. kay ) نگاشته شده اند، برگرفته شده است.

کنترل زمان اجرای امورزندگی روزمره می تواند افکار ما را ،ازطریق يکسری تصميمات کوچک و بزرگی که درروش زندگی ما موثر هستند ،تغيير داده واصلاح نمایند. اما تصميمات نامناسب باعث احساس ناکامی شده و اعتماد به نفس را کاهش داده و باعث استرس می گردند.

در صورت ضعف در کنترل زمان شش علامت به وجود می آيد:

· عجله کردن درکارها

· هميشه روشهای ناخوشايندی اتخاذ می شوند.

· بی ميلی همراه با ساعات بی حالی و فعاليتهای غيرمفيد همراه با خستگی

· هميشه زمانهای تعيين شده از دست می رودوتنظیم کارها به هم می ریزد.

· زمان لارم برای استراحت يا برقراری ارتباط با اشخاص دیگر کافی نخواهد بود.

· فرد احساس می کند در تفکرات مربوط به نيازها و جزئيات غوطه ور است و برای کارهايی که مايل به انجام آنها نيست، اجبار دارد.

در اين رابطه چه کاری بايد انجام داد؟

· اولويت بندی اهداف- اهداف خود را بر اساس نياز، و درجه اهميت آنها به صورت مهم، کم اهميت يا غير مهم، فهرست بندی کنيد و آنها را به شکل مراحل قابل کنترل طبقه بندی نمائيد.

· برطرف کردن نگرانیها- چيزهايی که واقعا" باعث نگرانی می شوند را برطرف کنيد. بایدبدانید که همه چيز در کنترل شما نيست و شما مسئول آن نيستيد.

· زمان بندی برنامه- در نظر گرفتن 10 دقيقه برای بررسی اولويتهای برنامه ، زمان ها راتنظیم و استرس را برطرف می کند. سعی کنیدبرنامه هایتان رادر فواصل زمانی کوچک تنظیم نمائيد.

· تصميم گيری - هيچ تصميم درست يا غلطی وجود ندارد، تنها باید با استفاده از اطلاعاتی که شما در اختيار داريد تصميماتی را که در آن زمان بهتر بنظر می رسند ، اتخاذ نمائيد.

· گاهی اوقات اشتباهات هم خوب هستند چرا که ياد می گيريد که به اهدافتان نزديکتر شويد.



****
منبع: مقاله: " سازگاری با ضايعه نخاعی" – مترجم:مهندس عباس کاشي(ohealth2007@yahoo.com) - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - شهریورماه 1387 -برگرفته از کتاب :

Queensland spinal cord injury service(QSCIS)-2nd edition - Handbook of spinal cord injury


 نوشته شده توسط : Admin      در تاريخ : 1397/03/19        ساعت : 23:51     

تعداد نظرات (0)
بازگشت



امتیاز شما به این مطلب :  

     
نظر شما در مورد این مطلب :
     
نام :
آدرس سایت :  
ایمیل  :  
پیام * :
  1. کلیه مطالب عنوان شده باید  منطبق با  اصول و قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد.
  2. مطالب پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده برای عموم خواهد بود.
  3. در صورت تمایل به  ثبت آدرس سایت  ، آنرا با فرمت http://www.yourWebSite.com  وارد نمایید.
  4. درصورت تمایل به ثبت  ایمیل ، آنرا با فرمت emailAddress@EmailProvider.com  وارد نمایید

نظرات دوستان

هيچ مقداري پيدا نشد