امروز : دوشنبه 2 مهر ماه 1397
ساعت:
پایگاه آموزشی مقابله با مصدومیت - تروما

خشونت

خشونت

"خشونت همه ساله باعث کاهش طول عمر ميليونها نفر در سراسر دنيا مي شود و به زندگي ميليونها نفر نيز خسارت وارد مي كند. خشونت مرز جغرافيايي، نژاد، سن و درآمد نمي شناسد. خشونت به كودكان، جوانان، زنان و افراد مسن ضربه مي زند. خشونت در هر جايي از جمله منزل، مدرسه و محل كار وجود دارد. همه مردان و زنان حق زندگي دارند و اينكه كودكانشان را از خشونت دور نگه دارند. ما بايد جهت برخورداري آنها از  اين حقوق كمك كنيم و به روشني به همگان تفهيم كنيم كه خشونت قابل پيشگيري است و با همكاري ميتوان علل اصلي آن را شناخت."

كوفي عنان- دبير كل سابق سازمان ملل متحد، برنده جايزه صلح نوبل 2001

یکی از دلایل ایجاد صدمات جسمی و روحی، خشونتها میباشند که جزو معضلات مهم هر جامعه محسوب میشوند.

خشونت طيفی گسترده دارد: از رفتارهاي پرخاشگرانه جوانان تا خشونت عليه همسران، از آزار اطفال تا بدرفتاري با سالخوردگان توسط نزديكان يا مراقبان، از تجاوز به عنف تا دعواها و مشاجرات خیابانی، ... .

افزایش صدمات ناشی از خشونت هشداري براي تصميم گيرندگان است تا بدانند بايد كاري كرد. مسؤولان كشورها در تمام دنيا معمولا تمايل دارند بعد از بروز خشونت دست بكار شوند، اما سرمايه گذاري در امر پيشگيري بخصوص در پيشگيري اوليه، نتايج پربارتر و بصرفه تري در پي خواهد داشت. بعبارت دیگر میتوان با الگو گرفتن از پيشرفتهاي بدست آمده در عرصه بهداشت عمومي، در این حوزه هم وارد شد.

«سر چشمه شايد گرفتن به بيل    چو ﭘﺮ شد نشايد گذشتن به پيل» (سعدي)

 

در این مسیر، تمرکز منابع بايد براي اقشار آسيب پذير صورت گیرد. چرا که خشونت مانند بسياري از مشكلات بهداشتي به صورت يكنواخت در جامعه توزيع نمي شود. اگرچه تجربه خشونت براي تمام اقشار جامعه وجود دارد، تحقيقات نشان ميدهند گروههاي اجتماعي و اقتصادي پايين‌تر، بيشتر در معرض خشونت هستند. غفلت از اقشار كم درآمد جامعه مي تواند چالشي مهم جهت اجراي برنامه هاي پيشگيري از خشونت باشد.

هرچند خشونت پديده اي به شدت پيچيده است كه ريشه در عوامل زيستي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و . . . دارد، اما وظیفه ما بعنوان شهروندان عادی برای پیشگیری از این معضل بزرگ چه می تواند باشد:

آنچنان که در مفاهیم دینی نیز آمده، باید آنچه را برای خود می پسندیم برای دیگران نیز بخواهیم و آنچه در نگاه ما نکوهیده است، برای دیگران هم ناپسند بدانیم. با رعایت همین نکته، بسیاری از خودخواهیها و منیت های منجر به کدورت و خشونت از بین خواهند رفت.

به قانون احترام بگذاریم ، حتی اگر بظاهر منفعتی را ازما سلب می کند.

احترام به دیگران و مهربانی با اطرافیان حتی با حیوانات، روان ما را جلا میدهد.

بخشیدن اشتباه دیگران، نه تنها نشانه ضعف نمیباشد که دلیلی است بر بزرگواری ما. ببخشیم تا بخشیده شویم.

در حل مسالمت آمیز مشاجرات بکوشیم. سازش و تعامل با همسر، همسایه، همکار، همشهری، هموطن و همنوع خود را فرابگیریم. یاد بگیریم از زندگی محدود خود و فرصت باهم بودن لذت ببریم.

قبل از هر اقدام یا کلام، بیندیشیم و عواقب آنرا در ذهن خود مرور کنیم.

در مواقع عصبانیت، شمردن تا عدد 10 یا بیان یک ذکر مذهبی بسیار آرامبخش میباشد. نوشیدن آب خنک یا یک نفس عمیق نیز همینطور!

برای حفظ خونسردی در شرایط ناگوار، تمرین کنیم. چه بسیار در صفحات حوادث خوانده ایم سرنوشت افرادی را که هنگام عصبانیت، فقط و فقط یک لحظه کنترل خود را از دست داده اند و فاجعه ای جبران ناپذیر را رقم زده اند، از قتل همسر تا معلولیت فرزند و ....

بیاد داشته باشیم که افزایش خشونت با مصرف سیگار، مواد مخدر و الکل، تماشای فیلمهای خشونت آمیز و بازیهای کامپیوتری خشن، امری ثابت شده است.

نداشتن خواب کافی و نخوردن به موقع غذا مخصوصا صبحانه، آستانه تحمل افراد را بطور عجیبی کاهش میدهد.

دوستانی برگزینیم که مودب و موقر باشند.

برای تردد، از مسیرهای امن و کم تنش استفاده کنیم و از مواجهه با افراد بی ادب و جنگجو بپرهیزیم.

تحت هیچ شرایطی سلاح گرم یا سرد تهیه نکنیم.

درباره چیزهایی که ما را عصبانی می کنند، فکر کنیم تا راه حلی برای پیشگیری یا برخوردمنطقی با آنها بیابیم. برای این منظور میتوان از راهنمایی مشاور هم بهره برد.

بکوشیم تا مشکلات را حل کنیم نه آنکه با ابراز خشم خود مشکلی بیفزاییم.

میل به خودکشی، خودآزاری و یا دیگرکشی و نیز بیقراری و کم تحملی چه بسا علایم یک بیماری داخلی مثل کم خونی هستند! در اینصورت باید بدون خجالت، ترس و درنگ به پزشک مراجعه کرد.

از اشتباه دیگران بیاموزیم. مثبت اندیش باشیم و از فرصت تکرارنشدنی زندگی لذت ببریم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

مطالب آموزنده از سایر سایت ها

روش هاي پيشگيري از خشونت عليه کودکان

پيشگيري از جرم و جنايت رابطه نزديکي با پيشگيري از خشونت دارد. گروه هاي در خطر خشونت مثل کودکان و زنان اگر با راه ها و روش هاي پيشگيري آشنا باشند بهتر مي توانند از خود محافظت کنند. مقاله «پيشگيري از خشونت» نوشته «ريچارد ال آرمينگ» و ترجمه دکتر عفت ملک و صديقه رودباري در نخستين همايش ملي پيشگيري از وقوع جرم ارائه شده بود که در ذيل پاره يي از بخش هاي مربوط به کودکان و نوجوانان آن آمده است..

بسياري از مردم اغلب گمان مي کنند خشونت مشکل کوچکي است که ديگران را تهديد مي کند و براي ايشان خطري محسوب نمي شود. اهميت اين مساله زماني روشن مي شود که بدانيم در ايالات متحده خشونت بيشتر از افرادي که در فعاليت هاي مجرمانه شرکت دارند، براي افراد بي گناه اتفاق مي افتد. خشونت خطري است که همگي ما را تهديد مي کند و همگان بايد در جلوگيري از آن بکوشند. خشونت بين سال هاي 1981 تا 1991 ، 47 درصد افزايش داشته است.( برآورد ملي وقوع جرم، 2004) تنها در سال 1990 حدود 7/1 ميليون فقره خشونت شديد رخ داده است و آمار قتل در سال 1991 به اوج ميزان خود يعني بيش از 24 هزار مورد رسيد. ضرورت اين نکته روشن شده است که براي جلوگيري از روند رو به رشد خشونت بايد کاري صورت بگيرد. مسلماً رشد آماري بروز خشونت باعث شکل گيري يک رشته اقدامات ضدخشونت شد که تاکنون ادامه يافته است. جرائم خشونت بار از سال 1994 به اين سو، به طور پيوسته در حال کاهش بوده و در سال 2002 به پايين ترين حد ممکن رسيده است.

 

پيشگيري از خشونت جوانان و کودکان

به موضوع پيشگيري از خشونت توسط جوانان و پيشگيري از خشونت عليه جوانان بسيار پرداخته شده است و چنين نيز بايد باشد. جوانان نه تنها بيشتر در معرض خشونت قرار مي گيرند، بلکه افراد در 12 تا 24سالگي نسبت به ساير جمعيت تمايل بيشتري به خشونت دارند (تحقيق ملي جرم، سال 2002) مرکز ملي کنترل و پيشگيري از آسيب(2004) خودکشي را عامل اصلي مرگ آفريقايي - امريکايي هاي بين 10 تا 24 ساله معرفي کرده است. بيش از 750 هزار جوان در اين محدوده سني در سال 2004 به دليل صدمات ناشي از خشونت در اورژانس بيمارستان ها بستري شده اند. به دليل بروز چنين وقايع هشداردهنده يي طرح هاي ملي و محلي بسياري طي ساليان ايجاد شده اند. افرادي که به درستي روش کار اين برنامه ها را درک نکرده اند، ناعادلانه برخي از آنان را نقد مي کنند. اينکه برنامه يي موفق به تحقق يک يا چندين هدف اصلي خود نشده است، دليل عدم موفقيت آن نيست.

از هر که برنامه جديدي به کمک بودجه دولتي طرح کرده است، بپرسيد احتمالاً به شما خواهد گفت اغلب برنامه هايي که براي هدف خاصي طرح ريزي مي شوند سهواً منجر به رسيدن به نتيجه يي کاملاً غيرمنتظره ولي همان قدر ارزشمند خواهند شد. اين درست همان اتفاقي است که در برنامه آموزشي مبارزه عليه مواد مخدر (DARE ) رخ داد. محققان قادر نيستند موضوعي غيرواقعي را اثبات کنند - که از آن پيشگيري شده و هرگز اتفاق نيفتاده است - ولي هنگام ارزيابي اين برنامه ها بايد همه نتايج را بررسي کرد. به طور مثال از برنامه DARE مي توان چنين استنباط کرد که نتيجه پيش بيني شده يي که به دست آمد اين بود که احتمال تاثير پذيري و اعتماد دانش آموزان به ماموران پليس و افزايش ميزان اطلاعات ايشان نسبت به مضرات مواد مخدر از طريق پليس، بيشتر است. برنامه هاي پيشگيري از جرم جوانان داراي جنبه هاي مختلفي بوده و اغلب، اساس آنها آموزش است. در اين بخش تلاش مي کنيم چندين مرحله را که هنگام طرح ريزي برنامه هاي پيشگيري از جرم در نظر گرفته مي شود، به طور کلي بررسي کنيم. يکي از ابتدايي ترين مراحل هنگام طرح ريزي يک برنامه پيشگيري، شناسايي عوامل خطري است که جوانان با آن مواجه هستند. بايد بدانيم که جوانان به دلايل مختلفي خشونت بار رفتار کرده يا مورد خشونت قرار مي گيرند. برخي از اين دلايل نداشتن مهارت هاي اجتماعي، شيوه هاي تربيتي والدين، محيط خانواده، وضعيت اقتصادي خانواده يا استفاده از مواد مخدر است. جالب توجه است که هم گذشت زمان و هم بررسي محققان ثابت کرده است عوامل خطري که سبب بروز خشونت در جوانان مي شوند، همان عوامل خطري هستند که باعث مي شوند گروهي ديگر به صورت طولاني مدت قرباني خشونت شوند. در واقع بدون انجام تحليلي عميق از نظريه هاي پيرامون جرم و تخلف بايد بدانيم در حقيقت بين عوامل خطر و موارد خشونت رابطه يي وجود دارد و در نتيجه اين عوامل بخش کليدي هر برنامه پيشگيري از جرم هستند، به همين دليل مشارکت از اهميت ويژه يي در يک برنامه موفق برخوردار است. مکان هايي چون موسسه هاي جوانان در امريکا، مدارس محلي و برنامه هاي توسعه در جامعه، عوامل خطر مختلف را از راه هاي مختلفي هدف قرار مي دهند.

راه هاي برخورد با خشونت بايد آموزش داده شده، سرمشق واقع شده و تقويت شوند، مطمئناً عوامل اجرايي قانون به تنهايي براي کنترل اين امر به اندازه کافي توانمند نيستند. ماموران پليس مي توانند به عنوان يک کاتاليزور عمل کنند ولي عوامل بسياري وجود دارند که مي توانند در موفقيت يک برنامه پيشگيري از خشونت جوانان موثر باشند. برخي از اين برنامه ها نقش هدايتي و الگوسازي از رفتارهاي مثبت دارند و برخي ديگر مهارت هاي حل اختلاف را آموزش مي دهند و بقيه مسوول ايجاد محيط امن و مثبتي هستند تا جوانان بتوانند خارج از خانه اوقات خود را بگذرانند. مشارکت تمامي اين قسمت ها لازم است. نقش مسوولان پليس پيشگيري از جرم هماهنگ سازي اين تلاش ها و تسهيل شرکت جوانان در سن خطر، در شرکت در چنين برنامه هايي از طريق ارتباط با دادگاه يا ساير روش ها است. مسوولان با فراهم ساختن اطلاعات ارزشمند براي جوانان و والدين و آموزش مهارت هاي حل اختلاف در جهت تغيير رفتارهايي که منجر به خشونت، قلدرمنشي، خشونت به صورت دسته هاي خرابکاران، اعتياد، جرائم اينترنتي و ساير موارد مربوط به خشونت مي شوند، در جنبه آموزشي شرکت دارند. نقش بسيار مهم ديگر مسوولان برقراري امنيت در محيط آموزشي و بازرسي هاي امنيتي است. چنين بازرسي هايي توسط افرادي انجام مي شود که در زمينه پيشگيري از جرم از طريق طراحي محيطي (CPTED ) آموزش ديده اند تا موارد مکاني و محيطي که محيط آموزشي و اطراف آن را مستعد بروز خشونت مي کنند، شناسايي کنند. سپس مامور آموزش ديده پيشنهادهاي مناسبي را مطرح مي کند تا تغييراتي صورت بگيرد که عوامل مستعدکننده را کاهش مي دهد. هر ايالت و نظام آموزشي آن نيازمند تغييرات متفاوتي است، ممکن است متفاوت از يکديگر باشند.

فهرستي از نکاتي را که مسوولان ممکن است در ارائه طرح ها يا توسعه برنامه هاي خود براي مولفان نياز داشته باشند، گردآوري کرده ام.

- به کودکان اسم کامل، آدرس و شماره تلفن خود را بدهيد.

- به کودکان آموزش بدهيد تا بتوانند شماره 110 را در صورت نياز شماره گيري کنند.

- به کودکان بياموزيد هنگامي که در يک فروشگاه يا مرکز خريد از والدين جدا مي شوند، نزد کارمند فروشگاه يا مامور امنيتي يا يک افسر پليس بروند.

- به همه کودکان بياموزيد نبايد با افراد غريبه صحبت کنند يا از آنها هديه يي قبول کنند، حتي اگر رفتار خيلي خوبي با آنان داشته باشند.

- به والدين آموزش دهيد کلمه رمزي براي کودکان خود داشته باشند که شخصي که دنبال کودکان مي رود آن کلمه را بداند. به کودکان بياموزيد اگر آن شخص کلمه رمز را نداند، نبايد به او نزديک شوند يا با او بروند، حتي اگر اسم او را بدانند، بعد از استفاده بايد کلمه رمز را تغيير داد.

- به کودکان بياموزيد فاصله خود را با ماشين هايي که به آنها نزديک مي شوند، حفظ کنند. اگر برنامه سيستم فضاي امنيتي براي خانه داريد به کودکان بياموزيد براي کمک، با مرکز آن برنامه تماس بگيرند.

- به کودکان بياموزيد بعد از ورود به يک خانه خالي به سرعت درها را قفل کرده و با والدين خود يا افرادي که والدين به آنها مسووليت داده اند، تماس بگيرند و بگويند در خانه هستند. والدين و کودکان بايد برنامه ريزي کنند در صورتي که کودک وارد خانه شد و در باز بود و چيزي مشکوک به نظر مي رسيد، بايد کجا برود.

- به کودکان بياموزيد هرگز پشت تلفن، روي شبکه اينترنت يا پشت در خانه به کسي نگويند در خانه تنها هستند و در را به روي کسي که نمي شناسند، باز نکنند. روش هايي را تمرين کنيد که وانمود کند کودک در خانه تنها نيست، مثلاً پشت تلفن بگويد؛ «مادر در حمام است، گفت شما بعداً تماس بگيريد.»

- با مدرسه هماهنگ کنيد آيا برنامه خارج از مدرسه دارد يا خير، تا چنين کودکاني بتوانند به جاي رفتن به خانه تا زماني که کسي به دنبال شان مي رود، در مدرسه بمانند. اين روش بسيار خوبي براي پرداختن به مسائل اجتماعي است که احتمالاً به تمايل به بروز خشونت و جرم در آينده مربوط مي شود.

- هنگام بازي بيرون از خانه حتي در حياط خانه، کودکان نبايد قوانين امنيتي را ناديده بگيرند.

- به کودکان بياموزيد به احساسات خود اعتماد کنند. اگر احساس مي کنند چيزي نادرست يا ناامن است بايد از آنجا دور شده و به يک مسوول اطلاع بدهند. به فرزندان خود بياموزيد اگر شخصي سعي در ربودن آنان کرد يا آنان را طوري لمس کرد که احساس ناامني کردند يا سعي کرد به زور آنها را وارد ماشين کند، مي توانند جيغ بکشند و فرار کنند.

- اگر والدين براي انجام کار کوتاهي در فروشگاهي کودک را در ماشين مي گذارند، بايد درها را قفل کنند، کليد را خارج کرده و آن را با خود ببرند. به کودکان بگوييد نبايد در را براي هيچ کس به غير از والدين خود يا همراه والدين خود باز کنند.

- به والدين اهميت بررسي معرفان پرستاران بچه، بررسي فعاليت هاي روزانه پرستار با بچه و آشنايي آنها با معلمان و قوانين مدرسه را آموزش دهيد.

- والدين بايد هميشه جديدترين و به روزترين عکس هاي فرزندان خود را داشته باشند و مشخصه هاي کودک خود را از قبيل خال يا علائم مادرزادي، جاي زخم و گروه خوني آنها بدانند.

- به کودکان بياموزيد حق دارند هنگام عوض کردن لباس يا استفاده از توالت تنها باشند.

- به والدين تاکيد کنيد اگر به سوءاستفاده از فرزندشان مشکوک هستند، حتي اگر مطمئن نيستند «چيزي وجود دارد»، بايد به پليس، مدرسه يا به صورت بي نام به سرويس هاي حفاظتي کودکان اطلاع دهند.

                                                                              

متجاوزان جنسي روي شبکه اينترنت

متجاوزان جنسي ديگر در سايه هاي پارک ها و زمين هاي بازي کمين نمي کنند، امروزه والدين و بچه ها آنها را به خانه دعوت مي کنند. متجاوزان با ايجاد يک نقاب ديجيتالي آزادانه و بي نام ارتباط برقرار مي کنند. شخصي که ميل جنسي به کودکان دارد روي شبکه اينترنت به زور يا تهديد متوسل نمي شود. او به راحتي رابطه يي ايجاد کرده و با صرف مدتي زمان، کودکان را مي فريبد. برخي تحقيقات نشان داده است از هر پنج کودک، يک کودک روي اينترنت فعاليت نامناسب جنسي شده است. (فينکلهر، 2004) بدتر اينکه بسياري از اوقات والدين نسبت به چيزي که در حال وقوع است، بي توجه اند. اغلب کامپيوتر در اتاق کودکان است بدون اينکه والدين کنترلي روي آن داشته باشند و بدون اينکه از نرم افزارهاي فيلترينگ استفاده کنند، حتي اگر اين نرم افزارها به صورت رايگان در دسترس باشد. توصيه هايي که براي اين نوع جرائم فريبکارانه داده مي شود، در واقع همان هايي است که براي متجاوزان در زمين هاي بازي داده مي شود. برخي از نکاتي که براي استفاده مسوولان جهت جلوگيري از اينکه اينترنت دري باشد به اتاق يک کودک عبارتند از؛

- به فرزندان خود اجازه ندهيد هنگام ورود به سايت هاي اينترنتي و چت روم ها (اتاق هاي گفت وگو) مشخصات شخصي پر کنند. افرادي که ميل جنسي به کودکان دارند، مي توانند با دسترسي به اين اطلاعات و شناسايي جنس، سن و علائق فرزندان تان مشخصاتي مشابه آن براي خود ايجاد کرده و از اين طريق به آنها نزديک شوند.

 

- کامپيوتري را که به شبکه اينترنت متصل است، در اتاق نشيمن يا آشپزخانه يا مکاني بگذاريد که استفاده خصوصي از آن محدود باشد. ما به عنوان يک همراه بر فيلمي که فرزندان مان نگاه مي کنند يا موسيقي که گوش مي کنند، نظارت مي کنيم. همچنين بايد بر سايت ها و چت روم هايي که وارد مي شوند، نظارت داشته باشيم.

- از امکان کنترل والدين که سرويس خدمات اينترنتي ارائه مي دهد، استفاده کنيد. اگر طرز کار آن را بلد نيستيد با خدمات اينترنت تماس گرفته و دستورالعمل را از آنها بپرسيد. اگر فرزند شما واقعاً براي انجام فعاليت هاي درسي خود نياز به دسترسي به سايتي دارد، کلمه عبور را برايش باز کرده و اجازه بدهيد تحقيق خود را در خانه و تحت نظارت شما انجام دهد.

- نرم افزارهاي فيلترينگي خريداري کنيد که سايت ها و الفاظ خاصي را مسدود مي کند. والدين مي توانند روي شبکه اينترنت فهرستي از انواع مختلف نرم افزارهاي فيلترينگ و قيمت هاي مربوط به آنها را بيابند. برخي از اين نرم افزارها از طريق يک سرور ديگر فيلترينگ را انجام مي دهند و بقيه سايت ها را مسدود مي کنند. نرم افزارهاي «ضدجاسوسي» نيز به والدين اين امکان را مي دهند که سايت هايي را که فرزندشان وارد آنها مي شود، بدون اينکه خود او متوجه باشد کنترل کرده و ردپاي ديجيتالي او را تعقيب کنند.

- يک ابزار عالي پيشگيري، آشنايي والدين با زبان مخفف ها است که بچه ها و کاربران اينترنت آن را به کار مي برند. به طور مثال اگر يکي از والدين از کنار فرزندش که در حال چت کردن است عبور کند، خوب است بداند کلمه «Pos » يعني پدر يا مادرم بالاي سرم ايستاده است. اينکه چيزي را مخفي مي کنند، ممکن است رفتار طبيعي يک نوجوان باشد ولي حداقل اين ايده را به شما مي دهد تا بعد موضوع را بررسي کنيد.

- به فرزندان تان بياموزيد مردم چطور مي توانند روي اينترنت وانمود کنند فردي ديگر هستند و چيزها هميشه آن طور نيست که به نظر مي رسد.

- به فرزندان تان بياموزيد هرگز نام، شماره تلفن، آدرس، نام مدرسه يا اطلاعات راجع به والدين خود را به کسي که رودررو با او صحبت نکرده اند، ندهند.

- فرزندتان را از فرستادن عکس خود به دوستانش روي اينترنت منع کنيد، مگر اينکه والدين اجازه داده باشند.

 

منبع: وبلاگ قاصدک

 http://ghasedakman.blogfa.com/post-58.aspx

--------------------------------------------------------------------------------------------------

پیشگیری از خشونت خانگی

 

در برنامة پیشگیری از خشونت خانگی، خانواده‌ها و اعضای جوامع بیشتر مورد خطاب قرار می‌گیرند؛ چرا که آنان نقش مهمی در این فرایند به عهده دارند. دلیل این توجه به شرح زیر است:

 

1. بررسی‌ها نشان می‌دهند که زنان آزار‌دیده در مرحلة اول به نزدیک‌ترین افراد مانند اعضای خانوادة گسترده (خویشاوندان)، دوستان و همسایگان مراجعه می‌کنند و تعداد کمی از آنان به سازمان‌ها یا مراکز خدمات تخصصی و مراکز دولتی مانند پلیس و دادگاه مراجعه می‌کنند؛

 

2. معمولاً خانواده‌هایی که دچار خشونت شده‌اند، از مراکز خدمات درمانی و اجتماعی دورند و حتی از خدماتی که مجاور آنها ارائه می‌شود، منفک گردیده‌اند؛

 

 

 

3. اعضای جوامع غالباً آگاه‌اند که کدام خانواده‌ها نیازمند کمک‌اند و چه کمک‌هایی می‌تواند وضعیت زندگی آنها را تغییر دهد؛

 

 

 

4. اعضای جوامع می‌دانند که کدام ارزش‌های فرهنگی، سنن و اقدامات از خشونت حمایت می‌کند و کدام برای توقف و مداخله در آن می‌تواند سودمند باشد؛

 

5. جوامع از مردان، زنان و جوانانی تشکیل شده که رابطة میان خشونت در خانه و در خیابان را درک می‌کنند و خشونت خانگی را مانع اساسی تحول و سلامت جامعه می‌دانند؛

 

6. بیشتر مردم و رهبران جوامع خواست و توانایی آن را دارند که مهارت‌هایی را پرورش دهند که در فعالیت‌های پیشگیرانه و مداخله در خشونت به آنها نیاز است.بنابراین مردم یک جامعه، مهم‌ترین زمینه برای صحبت و بحث دربارة پیشگیری از خشونت خانگی و توقف آن‌اند. هنوز در باب نحوة درگیر کردن مردم و رهبران گروه‌های اجتماعی، کاری جدی صورت نگرفته است. راهبرد برنامه‌ها این است که منابع، درک و مهارت مردم را افزایش دهند تا فعالیت‌ها و توان جمعی را برای ایجاد تغییرات اجتماعی دربارة کاهش خشونت خانگی به‌کار گیرند. یکی از مؤسسات، انجام کارهای زیر را برای پیشگیری از خشونت خانگی در جوامع، پیشنهاد کرده است:

 

 1. افزایش آگاهی عمومی

 ارتقای آگاهی از مشکل خشونت خانگی و تثبیت هنجارهای اجتماعی که خشونت را نامقبول می‌سازد، نخستین گام در کوشش اجتماعی برای ایجاد تغییر، در این زمینه است. اگر مردم ندانند خشونت خانگی در جامعة آنها وجود دارد؛ اگر پیامدهای آن را نشناسند و ندانند در چه موقعیت‌هایی کمک لازم است، خود را درگیر این فعالیت نخواهند کرد؛ و از‌ این‌ روی، نمی‌توان عدم مقبولیت خشونت را به آنها تفهیم کرد. خشونت اغلب موضوعی خصوصی تلقی می‌شود که خانواده‌ها به صحبت دربارة آن تمایلی ندارند. با وجود این، روشن شده است خانواده‌هایی که فضای سالم و فرصت‌های مناسبی برای گفت‌وگوی آزاد دارند، از صحبت دربارة خشونت خودداری نمی‌کنند. ارتقای آگاهی موجب می‌شود مردم دربارة مشکل خشونت به‌گونه‌ای متفاوت اندیشیده، برخورد با آن را در حد توان خویش ببینند.یکی از شیوه‌های ارتقای آگاهی، توزیع بروشورها و نوشته‌‌های کوچک و مختصر دربارة خشونت، در رستوران‌ها، مراکز اجتماعی و غذاخوری‌ کارخانه‌ها و دیگر مراکز است. استفاده از روزنامه‌ها، تابلوهای بزرگ در خیابان‌ها، زیرنویس در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، راه‌های دیگری برای ارتقای آگاهی عمومی در این باره است.

 در این فرایند لازم است آگاهی عمومی در زمینة چگونگی، علل و آثار خشونت خانگی افزایش یابد. بدین منظور باید به مصادیق و نمونه‌های خشونت خانگی و انواع آن پرداخت. همچنین می‌باید نحوة پیشگیری از خشونت خانگی در مجامع عمومی بیان شود. گفت‌وگوهای خانگی دربارة خشونت نیز می‌تواند به‌گونه‌ای  وجدان عمومی را دربارة این مشکل برانگیزد.

 اقدامات آموزشی و فرهنگی را می‌توان مهم‌ترین راه پیشگیری از خشونت دانست. آموزش حقوق انسانی و اجتماعی در سازمان‌های دولتی و غیر‌دولتی مانند مدارس و دانشگاه‌ها، ادارات و مراکز کوچک و بزرگ صنعتی و اقتصادی می‌تواند دانش عمومی را دربارة این مشکل ارتقا بخشد. نخستین گام، آموزش به همة افراد در زمینة حقوق انسانی و اجتماعی آنان است. خشونت گونه‌ای محروم‌سازی زن از حقوق انسانی اوست، و باید به او تفهیم شود که عامل خشونت، مرتکب عملی خلاف شده است. در بسیاری موارد، قربانی‌ها خود را مقصر و گناهکار می‌‌شمارند. دربارة آموزش و فرهنگ‌سازی، نکات زیر اهمیت دارد:ـ آموزش به مداومت نیاز دارد و سازمان‌های تحت نظارت دولت مانند مدارس، رسانه‌های گروهی به‌‌ویژه رادیو و تلویزیون باید آن را پیگیری کنند.

 ـ لازم است نگرش جامعه دربارة خشونت تغییر یابد و زشتی رفتار خشونت‌آمیز به مردم نشان داده شود.

 

ـ امکانات لازم برای کمک به قربانی‌ها باید در اختیار افرادی که با آنان ارتباط دارند، مانند مدیران مدارس، معلمان، مشاوران، مددکاران، پزشکان و پرستاران، قرار گیرد.

 

ـ لازم است مدارس در زمینة آگاهی دادن به دانش‌آموزان که گاه عضو خانوادة قربانیان خشونت هستند، فعال شوند.

 

2. آموزش خانواد‌ه‌ها

 آموزش مسائل خانوادگی به زن و شوهرها از اقدامات مهم پیشگیرانه است. مسائلی مانند راه‌های حل مسئله و شیوه‌های مذاکره، استفاده از روش‌های تفاهم‌آمیز، چگونگی برخورد با همسر، روش مناسب نقد با حفظ احترام متقابل و توجه به نیازهای همسران می‌تواند از موضوعات مهم برای آموزش خانواده‌ها باشد. در مجموع، اگر سطح فرهنگ زناشویی از آغاز یا اوایل ازدواج ارتقا داده شود، مشکلات بعدی کمتر خواهد بود. موضوع خشونت‌های خانوادگی به‌منزلة بخشی از مسائل در آموزش زندگی خانوادگی و روش‌های حل مسالمت‌آمیز اختلافات باید کانون توجه قرار گیرد و این کار از تعارض پیشگیری می‌کند. ولی اگر رفتار زن مطابق تصورات مرد نیست، یا انتظارات آنان از یکدیگر نامشخص یا زیاده‌طلبانه باشد، بروز تعارض اجتناب‌ناپذیر است. در این اوضاع معمولاً مرد به علل مختلف به رفتار خشونت‌آمیز دست می‌یازد.

 

3. رشد و پرورش همدلی در خانواده‌ها

 خانواده‌ها می‌توانند با پرورش همدلی در کودکان خود به پیشگیری از خشونت کمک کنند. همان‌‌گونه که در تبیین خشونت بیان شد، تجربة خشونت در کودکی در خانواده و یادگیری آن، از عوامل مهم بروز خشونت خانگی در بزرگسالی است. پرورش همدلی می‌تواند حالتی مخالف خشونت را در کودکی و بزرگسالی پدید آورد. همدلی فرایندی است که شخص، احساس دیگران را در موقعیت‌های آنها درک می‌کند و سپس قادر می‌شود به شیوه‌ای دلسوزانه به آن پاسخ دهد. همدلی نیازمند آن است که عواطف و احساسات را بشناسیم و بفهمیم که چگونه احساسات، برداشت فرد را از تجربه‌هایش نشان می‌دهد. سپس به‌گونه‌ای عمل کنیم که از مواجهة مناسب فرد با موقعیت‌های زندگی حمایت کنیم. کودکان، نیازمند تجربه‌های فراوان در زمینة دوست داشته شدن و مهار هیجان‌ها و کنترل واکنش‌ها به موقعیت‌های زندگی‌اند.اگر به کودکان اهمیت داده نشود، احساسات خود را کشف نخواهند کرد و این فرصت را ‌ از دست می‌دهند که افراد دلسوز و با‌محبتی شوند. افزون بر این، آنان باید از نحوة احساسات بی‌مانند دیگران دربارة مسائل زندگی آگاه شوند تا بتوانند ابراز همدلی کنند، و بدون همدلی نیز بنیادی برای عشق و محبت ورزیدن به دیگران پی ریخته نمی‌شود. برای نمونه، کودکانی که دربارة نحوة تأثیر رفتار خود بر دیگران، تأمل کنند، برداشت جدیدی از روابط دلسوزانه می‌یابند. هر‌چه روابط دلسوزانة کودک گسترش یابد، همدلی او در ابعاد مختلف رفتاری نیز توسعه می‌یابد.در پرورش مهارت‌ها و تجربه‌های همدلانه، آغوش محبت‌آمیز خانواده نقش مهمی دارد. افرادی که در کودکی در کانون عشق و محبت بوده و به خوبی نگهداری شده‌اند، در بزرگ‌سالی به دیگران عشق می‌ورزند و برای آنان دلسوزی می‌کنند. احساس عشق والدین و دیگر مراقبان در سراسر کودکی، امری حیاتی است. این توجه اولیه، نه‌تنها به کودکان کمک می‌کند که پاسخ‌گوی نیازهای دیگران باشند، آنان را از گرایش‌های پرخاشگرانه نیز حفظ می‌کند. تشویق کودکان به همدلی با ناراحتی دیگران، آنان را همدل‌تر می‌سازد. همچنین وقتی مشاهده کنند چگونه به دیگران کمک می‌شود، همدلی عمیق‌تر را در خود پرورش می‌دهند. در رابطة پویای والدین و خانواده سه عنصر در رشد همدلی در کودک به هم پیوسته‌اند: 1. الگوگیری از والدین؛ 2. روابط والدین با کودک؛ 3. درگیری خانواده در رفتار دلسوزانه. مثلاً جشن تولدها و تعطیلات، احساس ارزشمندی در کودک پدید می‌آورند. افزون بر این، کمک به دیگران و حضور در فعالیت‌های اجتماعی دینی، اعمال همدلانه را در کودکان گسترش می‌دهد. به‌طور خلاصه پرورش همدلی در کودک، مهارت‌های اجتماعی و میل کمک به دیگران را در او افزایش می‌دهد و او را از رفتار‌های ضد‌اجتماعی باز می‌دارد.

 

4. تغییر اوضاع جامعه

 تغییر و اصلاح اوضاعی که به خشونت می‌انجامد، یکی از راه‌های مهم پیشگیری از آن است. اوضاع اقتصادی نامناسب مانند بیکاری، فقر و درآمد کم، اعتیاد به مواد مخدر و الکل، مشکلات روانی و فشار‌‌های زیاد در زندگی شهری و مسائل فرهنگی مانند پایین بودن سطح تحصیلات، از زمینه‌های تأثیرگذار در خشونت خانگی است. اصلاح این وضعیت مستلزم تلاش نهادهای دولتی، خصوصی و همة مردم است. بدین منظور، توجه به نیاز مهم جامعه به ثبات، سلامت، رفاه و عدالت ضروری است. همان‌گونه که در تبیین خشونت بیان شد، مسائل اقتصادی و اعتیاد از مهم‌ترین عوامل خشونت خانگی در ایران‌اند. تغییر این اوضاع به پیشگیری از خشونت خانگی کمک می‌کند. بی‌تردید بدون فراهم شدن زمینة مناسب اقتصادی، مانند اشتغال و درآمد کافی در خانواده، رفع خشونت دشوار است. ایجاد اشتغال، بیمة بیکاری و رفع زمینه‌های فقر از مسئولیت‌های مهم حکومت‌هاست. افزون بر این، اعطای کمک‌های ویژه به خانواده‌ها در موقعیت‌های دشوار اقتصادی، امری اساسی است؛ زیرا کاهش دستمزدها و اِعمال سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها، خانواده‌های پرشماری را دچار بحران اقتصادی می‌سازد. همة نهادهای دولتی و سازمان‌های غیر‌دولتی باید راه‌های نوی را برای تأمین کمک‌های مؤثرتر به خانواده‌ها در پیش گیرند تا فقر شدید، بیکاری مزمن، تأمین هزینه، جهیزیه و هر‌گونه اعتیاد، به خشونت بیشتر در خانواده نینجامد.

 

5. ارائة خدمات اجتماعی

 پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهادهای سنتی و نیز برنامه‌های جدیدی که خود مردم ابداع کرده‌اند این کمک‌ها را می‌توانند ارائه دهند. باید در همة محله‌های شهرها، به‌ویژه مناطق کم‌درآمد، فعالیت‌هایی انجام شود تا خانواده‌های نیازمند به کمک مشخص شوند. بدین منظور لازم است به مشکلاتی از خانواده‌ها توجه کرد که هنوز آنان را به طلب مداخلة مراکز رسمی نکشانده است. مثلاً باید به مشکلات ناشی از پیچیدگی‌های ادارة خانه توجه کرد. با حل مشکلاتی که به خشونت خانگی می‌انجامد، می‌توان از این پدیده پیشگیری کرد. همچنین لازم است احساس مسئولیت همسایگان را در قبال هم تقویت کرد. آنان می‌توانند در موضوعات بهداشتی و سلامت روانی، حمایت‌کنندگان غیر‌رسمی خوبی برای هم باشند.برای اتصال خانواده‌ها به مراکز بهداشتی و خدماتی، لازم است اطلاعات خوبی از مراکز حمایت‌کننده و راهنمایی‌کنندة دولتی و غیر‌دولتی در اختیار آنها گذاشته شود. از طریقِ برنامه‌هایی، مؤسسات و موقعیت‌های در دسترس به مردم معرفی ‌شود تا آنها به آسانی بتوانند از مراکز خدماتی استفاده کنند. گسترش مراکز مشاوره و فراهم کردن امکاناتی برای مراجعة خانواده‌ها به این مراکز از جمله تأمین هزینه‌های اقتصادی آنها، می‌تواند به حل مشکلاتی از خانواده‌ها که زمینة بروز خشونت‌اند، کمک کند.هدایت و سازمان‌دهی خدمات اجتماعی از طریق سازمان‌دهی رهبران فکری و اجرایی در درون جامعه صورت می‌گیرد. این رهبران مردم را به فعالیت‌های جدید برای پیشگیری برمی‌انگیزند. آنان با سازمان‌دهی مناسب، لازم است به همة مراکز و اقشار جامعه مراجعه کرده، دربارة مسائل رفاهی و سلامت با مردم صحبت کنند. رهبران باید گروه‌هایی را هدایت کنند که گفت‌وگو و روش‌های حل مشکل را در بین مردم ترویج کنند و به‌دنبال تغییر هنجارهای خشونت‌زا بروند. از ‌این‌ روی، رهبران و مراقبان اجتماعی، لازم است از خشونت خانگی و مهارت‌های لازم برای رویارویی با آن، به حد کافی آگاه باشند. در چنین زمینه‌ای مردم می‌توانند به وارسی واقعیات زندگی خود و سپس تفکر نقدی و طرح‌ریزی برای انجام فعالیت پیشگیرانه بپردازند. گسترش خدمات و مؤسساتی که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد، از عوامل مهم پیشگیری است. در این زمینه لازم است مؤسسات و مراکزی را رسماً به حمایت از خانواده‌ها اختصاص داد. دولت و مراکز اداری محلی اکنون بیشتر پی برده‌اند که با درگیر کردن جامعه در این موضوع، خانواده‌های سالم‌تری خواهند داشت. اکنون در غرب مؤسسات خصوصی‌ای وجود دارند که در راستای حل مشکل خشونت خانگی، داوطلبانه خدماتی را ارائه می‌دهند. با چنین جنبشی، موج قدرتمندی برای تغییر اجتماعی ایجاد شده که مستقیماً بر بدرفتاری با زنان تأثیر می‌گذارد.

 

6. ارتقای پایگاه اجتماعی زنان

 توانمندسازی زنان که به ارتقای موقعیت اجتماعی آنان می‌انجامد، یکی از راه‌های پیشگیری از خشونت خانگی شمرده شده است. «توانمند‌سازی به تدارک و تسلط بیشتر بر منافع و کسب منافع برای زنان اطلاق می‌شود». توانمند‌سازی فرایندی است که طی آن افراد، برای غلبه بر موانع پیشرفت، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند که موجب تسلط ‌آنان بر تعیین سرنوشت خود می‌شود. این واژه به مفهوم غلبه بر نابرابری‌های بنیادی است. توانمند‌سازی یک زن به این معناست که او برای انجام برخی کارها توانایی جمعی پیدا می‌کند و این امر به رفع تبعیض میان زنان و مردان می‌انجامد یا در رویارویی با تبعیض‌های جنسیتی در جامعه مؤثر می‌افتد. معیارهای توانمند‌سازی زنان از این قرار‌ند: 1. رفاه؛ 2. دسترسی به منابع؛ 3. آگاهی؛ 4. مشارکت؛ 5. کنترل. رفاه به‌منزلة نخستین مرحله، مسائل رفاه مادی زنان مانند تغذیه و در‌آمد خانوار را در مقایسه با مردان کانون توجه قرار می‌دهد. مثلاً همسر یک مرد معتاد، با به‌ دست آوردن یک منبع مالی مستقل به درجه‌ای از توانمندی می‌رسد که با تکیه بر رفاه مادی از همسر اصلاح ناپذیرش جدا می‌شود و زندگی مستقلی را آغاز می‌کند. برخی صاحب‌نظران، به‌ویژه فمینیست‌ها بر اشتغال زنان در بیرون منزل و دسترسی به منابع اقتصادی به‌منزلة عامل مهمی برای پیشگیری از خشونت خانگی با زنان تأکید کرده‌اند. همان‌گونه که در تبیین تاریخی خشونت گفته آمد،‌ برخی محققان، ریشه‌های اصلی خشونت علیه زنان را در کسب قدرت اقتصادی بیشتر برای مردان می‌دانند. نظریة منابع بر این علت اصرار می‌ورزد. هایز، قدرت زنان در بیرون خانه را از پیش‌بینی‌کننده‌های خشونت کم‌ در یک جامعه می‌داند. به اعتقاد وی، دسترسی به امتیازات، عزت نفس زنان را افزایش می‌دهد و در پیشگیری از غالب موارد آسیب زنان بر اثر خشونت خانگی، بسیار مؤثر‌تر از مداخلات مستقیم بخش بهداشت و درمان عمل می‌کند. اعظم آزاده در یک بررسی در شهر تهران دریافت که متغیر درآمد ماهانة زنان، با خشونت در خانواده رابطة منفی دارد؛ یعنی هر‌چه درآمد زن بیشتر باشد، خشونت کمتر است. بدین ترتیب در‌آمد ماهانه یا استقلال مالی زن به‌منزلة یک منبع قدرت می‌تواند مانع خشونت شوهر علیه وی شود. دسترسی به منابع در مرحلة دوم، کسب جایگاه‌های قدرت در جامعه را در نظر دارد. به اعتقاد برخی، کسب جایگاه‌های سیاسی، مانند پست‌هایی در شوراهای شهر، مجلس قانون‌گذاری، مناصب اجرایی و هیئت دولت، راهی برای دفاع از حقوق زنان در جایگاه‌های تصمیم‌گیری در هر جامعه است. در مرحلة سوم، آگاهی برای توانمند‌سازی زنان مطرح شده است. افزایش آگاهی زنان و گسترش پوشش تحصیلی آنان، به‌ویژه در مقاطع عمومی (ابتدایی و راهنمایی)، و به‌خصوص در مناطق محروم، عاملی برای پیشگیری از خشونت خانگی با زنان خوانده شده است. همین‌طور آموزش در مقاطع بالاتر دانشگاهی، کانونِ توجهِ بسیار است. پژوهشی در تهران نیز نشان داد میانگین خشونت در زنان بی‌سواد از همه بیشتر، و در میان افراد دارای سطح تحصیلات کارشناسی‌ از همه کمتر است. برابری در مشارکت در مرحلة چهارم به معنای شرکت دادن زنان در طرح‌هایی است که زنان به نوعی در آن ذی‌نفع‌اند. به‌طور کلی، افزایش حضور زنان در جامعه عامل بالقوة مشارکت و افزایش سطح توانا‌سازی زنان است. کنترل نیز در مرحلة پنجم به معنای افزایش سهم زنان در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی و اجتماعی است.ادعا می‌شود که خشونت علیه زنان محصول وابستگی آنان است، و بر این اساس، برای رفع مشکل، زنان را به سوی استقلال مالی و حقوقی سوق می‌دهند، و اینکه، آنان تفوق مرد را در روابط نزدیک نپذیرند. برخی نیز در همین باره‌ راه‌‌حل‌ را تغییر بنیادی در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی تثبیت‌کننده تبعیت و وابستگی زنان در روابط و در کل جامعه می‌دانند.دیدگاه‌های فمینیستی نیز در ‌پی تقویت قدرت زنان در خانواده‌اند تا بدین طریق از خشونت با آنها پیشگیری کنند.

 

سفارش دربارة پیشگیری از خشونت خانگی

 ـ به مردم کمک کنیم که حل مشکل خشونت خانگی را دارای اولویت بدانند.

 

ـ به مردم و مسئولان محلی توجه دهیم که خشونت خانگی را مانند لکة ننگ نسازند و مردم بدرفتار و مورد بدرفتاری قرار گرفته را برچسب نزنند.

 

ـ مردان را به جامعه فراخوانیم، احساسات دفاعی و سرزنش را در آنان تشدید نکنیم. زبان ارتباطی درستی در برخورد با آنان انتخاب کنیم. اگر مردانی را درست در این زمینه بسیج کنیم، بهتر می‌توانند پیام‌های ضد‌خشونت را به پسران و مردان دیگر منتقل کنند.

 

ـ به خاطر داشته باشید که فعالیت برای بسیج و آمادگی جامعه در زمینة فرهنگی آن جامعه روی می‌دهد. باید متناسب با فرهنگ هر جامعه اهداف و شیوه‌های برنامة مقابله با خشونت را تعیین کرد.

 

ـ به مردم کمک کنید راه‌های جدید و قابل پذیرش را برای پایان دادن به بدرفتاری دنبال کنند. هدایت مشکلات به سمت مراکز قضایی و جنایی، ممکن است مقاومت و حتی تنفر مردم را برانگیزد. اطلاع دادن مشکلات به پلیس برای بسیاری از خانواده‌ها خوشایند نیست.

 

ـ فعالیت‌های پیشگیرانه را در قالب کلاس‌ها، مدرسه و... در زندگی عادی و روزانة مردم جای دهید.

 

ـ ظرفیت افراد را برای مداخله و حل مشکلات دوستان و خویشان آنها تقویت کنید.

 

ـ شکاف میان ارائه‌کنندگان خدمات و مردم را کم کنید.

 

ـ بدانید که مردم، سخن کسانی را که به آنها اعتماد کنند، گوش می‌دهند و می‌پذیرند.

 

ملاحظاتی در باب راه‌های پیشگیری از خشونت

 همان‌گونه که در بحث تبیین خشونت گفته شد، این پدیده بر اثر تعامل فرایند‌های متعدد فردی و اجتماعی پدید می‌آید، و در پیشگیری از آن باید همة جنبه‌ها کانون توجه قرار گیرد. مشکل برخی شیوه‌ها که در جوامع غربی بر آنها تأکید کرده‌اند، نگاه تک‌بعدی به موضوع خشونت است. در این باره ملاحظات زیر را باید در نظر آورد:1. در این راه‌ها معمولاً فقط مردان هدف آموزش و تغییر قرار می‌گیرند؛ در حالی‌ که زنان با توجه به جنبه‌های عاطفی مثبت، از جمله همدلی قوی، می‌توانند نقش مهم‌تری در پیشگیری داشته باشند؛2. در بسیاری از این شیوه‌ها، هدف «کمک به زنان است؛ در حالی ‌که هدف را باید اصلاح ساختار و روابط در خانواده در نظر گرفت. با پیشگیری از خشونت خانگی، باید زن بتواند در بستر خانواده و روابط سالم زناشویی، زندگی آرام و رضایت‌بخشی داشته باشد. زندگی مجردانة زن نمی‌تواند راه مناسبی برای حل مشکل خانوادگی او به شمار آید؛3. تدوین قوانین جدید به نفع زنان و تقویت استقلال اجتماعی و اقتصادی زنان، ممکن است آنان را از برخی خشونت‌ها در خانه برهاند، ولی پیامد‌های نامطلوبی دارد که گاه از خشونت‌های خانگی بدتر است. افزایش تعارض‌های زناشویی، و سرانجام، افزایش طلاق، تنهایی زنان، عدم ارضای نیازهای عاطفی آنان و فشار اقتصادی بر زنان و متحمل شدن بار زندگی، برخی از این پیامد‌های نامطلوب‌اند. در مجموع به نظر می‌رسد برخي از اين شیوه‌ها به جای جلو‌گیری از خشونت، زمینه‌ساز آن در خانواده می‌شوند. در شعله‌ور‌شدن خشونت در خانواده نیز بر پایة بیشتر پژوهش‌ها، زنان هستند که آسیب‌های بدنی و روانی شدید‌تری متحمل می‌شود.

دفتر مطالعات و تحقیقات مسائل زنان

منبع: سایت مرکز مشاوره رها http://raha.odvv.org/index.php?option=com_content&view=article&id=220:1390-12-09-13-48-40&catid=42:1390-01-16-05-23-30&Itemid=30

 


 نوشته شده توسط : Admin      در تاريخ : 1391/09/09        ساعت : 17:11     

تعداد نظرات (0)
بازگشت



امتیاز شما به این مطلب :  

     
نظر شما در مورد این مطلب :
     
نام :
آدرس سایت :  
ایمیل  :  
پیام * :
  1. کلیه مطالب عنوان شده باید  منطبق با  اصول و قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد.
  2. مطالب پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده برای عموم خواهد بود.
  3. در صورت تمایل به  ثبت آدرس سایت  ، آنرا با فرمت http://www.yourWebSite.com  وارد نمایید.
  4. درصورت تمایل به ثبت  ایمیل ، آنرا با فرمت emailAddress@EmailProvider.com  وارد نمایید

نظرات دوستان

هيچ مقداري پيدا نشد